bulletغروب از قایم باشک شب و روز خسته شد.

bulletبرای اینکه آدم خوش بینی شود، بینی اش را عمل کرد.

bulletنگاهش آنقدر یخ بود که وقتی  نگاهم کرد، ازشدت سرما لرزیدم.

bulletدر روز بارانی چتر الگوی فداکاری است.

bulletضبط از صدای بلند نوار سردرد گرفت.

bulletعکس توقف زمان است.

bulletآسمان به زمین آمد،  دید خبری نیست.

bulletآلبالو گران بود، چشمانش انگور می چید.

bulletهر لقمه ای که فرو می دهمف معده ام فریاد می زند: خوش آمدی!

bulletوقتی می خواهم حرف پنهانی بزنم، گوش هایم را می گیرم.

bulletبرای اینکه حرف های بزرگ بزنم، دهانم را زیر میکروسکوپ می گذارم.

bulletدریا برای صرفه جویی در ابف کمتر موج می فرستد.

bulletروزگار غریبی است. یکی در آبپاش گلاب دارد و یکی در گلاب پاش  آب هم ندارد!

bulletفکر هایم  تابعیت مغزم را از دست دادند.

bulletساز شکسته را در دستگاه سکوت کوک می کنم.

bulletسیب به درخت چسپیده، به قانون نیوتن دهن کجی می کند.